السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

309

تحرير الوسيله ( فارسى )

مسأله 6 - زنى كه به عقد تمتع در آمده ، مهر را با عقد مالك مىشود ؛ پس بر شوهر لازم است كه مهر را بعد از عقد - در صورتى كه آن را مطالبه نمايد - به او بدهد ؛ اگر چه استقرار تام آن بستگى به دخول و وفاى زن به تمكين در تمام مدت دارد ، پس اگر مرد مدت متعه را به زن ببخشد ، در صورتى كه قبل از دخول باشد نصف مهر بر مرد لازم مىشود و اگر بعد از دخول باشد همهء آن بر او لازم است ؛ اگر چه از مدت متعه ساعتى بگذرد و چند ماه يا چند سال از مدت باقى بماند ، پس مهر بر آنچه كه از مدت گذشته و آنچه كه باقى مانده است ، تقسيم نمىشود . البته اگر مدت را نبخشد و زن هم وفاى به آن مدت ننمايد و به او تمام مدت را تمكين نكند ، مىتواند مهر او را به نسبت آن قرار بدهد ، اگر نصف است نصف و اگر ثلث است ثلث و به همين منوال ، به غير از ايام حيض ، پس براى ايام حيض چيزى از مهر كم نمىشود . و در الحاق ساير عذرها مانند بيمارى سخت و مانند آن به ايام حيض يا عدم آن دو وجه ، بلكه دو قول است و احتياط با مصالحه كردن ترك نشود . مسأله 7 - اگر عقد واقع شود و با تمكين كردن زن ، به او دخول ننمايد تا اينكه مدت آن منقضى شود تمام مهر بر مرد استقرار پيدا مىكند . مسأله 8 - اگر فساد عقد معلوم شود ، به اينكه روشن شود كه شوهر دارد يا مثلًا خواهر زوجه يا مادر زوجه مىباشد و به او دخول ننمايد مهرى ندارد . و اگر زن ، مهر را گرفته باشد ، مرد حق دارد كه آن را از زن برگرداند ، بلكه اگر تلف شود بر زن است كه عوض آن را بدهد . و همچنين است اگر به او دخول نمايد و زن فساد آن را بداند . و اما اگر زن جاهل باشد حق مهر المثل را دارد ، پس اگر آنچه را كه گرفته است بيشتر از مهر المثل باشد زيادى را برمىگرداند و اگر كمتر باشد آن را كامل مىكند . مسأله 9 - ذكر مدت در ازدواج موقت شرط است ، پس اگر آن را عمداً يا از روى فراموشى ذكر نكند متعه بودن آن باطل مىشود و عقد دائم انعقاد پيدا مىكند . و مقدار آن - طولانى باشد يا كوتاه - با خود آن‌ها است و بايد با زمان معيّن باشد به طورى كه از زياد و كم محفوظ بماند . و اگر آن را به يك مرتبه يا دو مرتبه تقدير كند بدون آن‌كه با زمان مشخص شود ، متعه بودنش باطل و عقد دائم منعقد مىشود ، كه البته اشكالى دارد و احوط